مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
327
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - وجاننثاران يزيد پليد گشته است . در صورتي كه بيشتر از ده نفر از بني هاشم از شهداى كربلا هستند كه أسامي مباركهء آنها در زيارة ناحيهء مقدسه نيامده است معلوم مىشود كه در زيارة ناحية ، نظر به تعداد أسامي تمامى شهدا نبوده وشايد به أسامي اشخاصى كه جلالتشان بيشتر است ، اشاره فرمودهاند . واز فرمايش امام سجاد عليه السّلام كه فرموده است : « ذبحت أطفالنا » . معلوم مىشود ، اطفالى در كربلا ذبح شدهاند ومنحصر به يك نفر نيست . پس از دقت معلوم مىشود كه احوالات آن أطفال ، خصوص دو طفل صغير امام عليه السّلام را كه عبارت از عبد اللّه رضيع وعلى أصغر است ، بههم خلط كرده وحالات مخصوص يكى را دربارهء ديگرى نقل كرده وبه هم مشتبه شده است . عبد اللّه از لقبش « رضيع » معلوم است كه شيرخوار بوده واز تصريح شيخ مفيد رحمه اللّه وشيخ طبرسى رحمه اللّه در ارشاد وإعلام الورى روشن است كه امام عليه السّلام در جلو خيمهها نشسته وآن طفل را از بانوان حرم خواسته وسيّد رحمه اللّه در لهوف فرموده است : « زينب كبرى عليها السّلام آن را آورده وبه امام عليه السّلام داده است كه وداع كند . » ومادر آن طفل رضيع رباب بنت امرى القيس ونامش عبد اللّه است كه شش ماهه وشيرخوار بوده است وأو را در جلو چشم بانوان حرم امامت در حالىكه مادرش در جلو خيمه ايستاده بود ( 1 ) ، از گلويش حرمله با تير زده است . آن موقع ، أحوال بانوان عصمت ومخدرات حرم امام عليه السّلام چهقدر دگرگون شده ودر چه حال شدهاند ، خدا مىداند . أبو الفرج أصفهاني گويد ( چنانچه مسندا نقل كرده ) : « امام حسين عليه السّلام غلامي را خواست وأو را در بغل خود نشانيد وعقبه بن بشير تيرى انداخت وأو را ذبح كرد . » از اين تعبير أبو الفرج وهمچنين از تعبيرات بزرگان مانند شيخ مفيد رحمه اللّه كه فرموده است : « وأجلسه في حجره » ( ص 254 ، ارشاد ) ظاهر است كه آن طفل را امام عليه السّلام در حجر خود نشانيده ودور از اعتبار عادى است كه نوزاد در بغل انسان بنشيند . چنانچه نقل خواهد شد ، لابد بايد برحسب عادى سن طفل قدرى بزرگتر باشد تا امام عليه السّلام أو را در حجر مبارك خود بنشاند . شيخ مفيد رحمه اللّه فرموده است : « امام عليه السّلام جنازهء عبد اللّه را آورد ونزد جنازههاى شهداى أهل بيتش گذاشت وگفت : « ثمّ حمله حتّى وضعه مع قتلى أهل بيته » ( ص 254 - ارشاد ) . » وعبد اللّه رضيع كه تير به گلويش - در جلو چشم مخدرات خاندان عصمت ومادرش رباب - نشسته وأو را ذبح كرده ، امام عليه السّلام أو را به خواهرش زينب كبرى داده وسپس دو كف مبارك خود را از خون طفل پر كرده وبهطرف آسمان انداخته است . چنانچه در لهوف است ويا به قول ديگر ، به زمين ريخته است ؛ چنانچه در ارشاد شيخ مفيد رحمه اللّه وتاريخ طبري است . وسيد رحمه اللّه در لهوف فرموده است : امام عليه السّلام مصارع جوانان واحبهء خود را ديد وندا فرمود : « آيا معينى است كه به ما كمك كند ؟ » وفرموده است : « فارتفعت أصوات النساء بالعويل ، فتقدّم إلى باب الخيمة وقال لزينب عليها السّلام ناوليني -